تبليغاتX
IRAN WAITING.COM
ایران چشم به راه ...
 مصاحبه با استاد محمدرضا شجریان

    مصاحبه بیژن فرهودی

با استاد محمدرضا شجریان

در برنامه دو روز اول صدای آمریکا

    یکشنبه پانزدهم شهریور ۸۸

     ساعت ۱۰ شب به وقت تهران

پخش زنده تلویزیون صدای آمریکا :

کلیک راست کنید و

 گزینه save target as 

سرعت کم   |    سرعت بالا

|+| نوشته شده توسط SAHAR در  |
 مصاحبه گوگوش با صدای آمریکا (2)

حضور دیگرباره گوگوش عزیز در

تلویزیون صدای آمریکا

به صورت زنده در استادیو واشنگتن

یکشنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۳۸۸

ساعت ۱۰ شب به وقت ایران

در برنامه دو روز اول ( بیژن فرهودی)

در حال و هوای کنسرت ششم جون در واشنگتن

|+| نوشته شده توسط SAHAR در  |
 مصاحبه گوگوش با صدای آمریکا (9 فروردین 88)

 پس از چند سال مصاحبه گوگوش با صدای آمریکا

 موضوع:هنرمندی برای همه نسلها

    یکشنبه ۹ فروردین  (۱۳۸۸)  ۱۰ شب به وقت تهران

(یک و نیم بعد ازظهر به وقت واشنگتن March 29, 2009)

  در برنامه در روز اول صدای آمریکا با بیژن فرهودی

متن مصاحبه گوگوش

(تهیه متن سحر - وبسایت iranwaiting.com )

-   بیژن فرهودی :    خانم گوگوش سلام به شما در لس آنجلس

گوگوش : با درود به شما آقای فرهودی و تبریک سال نو به شما و ههمه هم نیهنانم در سراسر دنیا

 -    بیژن فرهودی :     از اینکه شما در خانه میلیونها حضور دارید و می توانید به آنها مستقیماً صحبت کنید چه احساسی دارید ؟

گوگوش : من هر وقت که به صورت زنده با مردم در ارتباط هستم اولش احساساتی می شم و کمی کنترل خودم را ازدست می دم.

-      بیژن فرهودی :   متقابلاً- خانم گوگوش عید را چگونه گذراندید ؟

گوگوش : من عید را به دلیل کنسرت اکلند در شمال کالیفرنیا مشغول تمرین بودم ولی در عین حال سفره هفت سین را داشتم و پیام تبریکی را برای هم میهنانم ضبط کردم که پخش شد.

 

( در این قسمت مدلی همصدا پخش شد )

 

-   بیژن فرهودی :    خانم گوگوش خیلی خوشحالم که ترانه غریب آشنا را در این مدلی قرار داده بودید من به یاد روزهایی افتادم که در ایران در کلاس یازدهم دبیرستان در جوانی با این ترانه لذت می بردیم.

گوگوش : این بزرگترین ثروت و افتخاری است که من دارم که سهمی در خاطره های دو یا سه نسل گذشته دارم و هر کسی که یاد خاطرات گذشته خود می افتد و تصویری از من می بیند یا کاری می شنود در آن خاطرات سهیم هستم.

-  بیژن فرهودی :      در این چند روزی که اعلام کردیم شما در برنامه حضور دارید صدها ایمیل دریافت کردیم و من به یاد ندارم در هیچ برنامه ای ما اینقدر ایمیل پیش از شروع برنامه داشته باشیم.

گوگوش : من تلاشم را میکنم تا نیرو در بدن و بخصوص در صدا دارم بخونم ولی فقط نخونم اگر بتوانم وظیفه ای که به دوشم هست با خوندنم و با انتخاب اشعار و ترانه ها آن وظیفه را ادا کنم.

-      بیژن فرهودی :   در بخشی از پیام تبریک نوروزی شما آرزوی استقلال و آزادی فرد فرد جوانان و زنان آزاده و تمامی مردم ایران زمین داشتید فکر می کنید چگونه می توانند به این موضوع دست یابند؟

گوگوش :من آدم سیاستمداری نیستم و نمی تونم پیش بینی کنم چطور این اتفاق می افتد ولی می دانم با اتحاد و یکپارچگی مردم و مسئولین یا جوانان و زنان تلاش کنند تا به آن استقلال و ازادی خواست خودشان برسند. من نمونه های کسب استقلال و آزادی در کتابها و تاریخ سراغ دارم که برای آنها اتفاق افتاده. در هند با نافرمانی مدنی به رهبری گاندی بزرگ و در انقلاب اکتبر شوروی سابق یا انقلاب کویر فرانسه اتفاق افتاد ولی امروز نمی دونم که چطور جوانان به این موضوع که حق مسلم آنهاست : آزادی بیان،اندیشه و انتخاب نوع زندگیشون که آرزو می کنم این اتفاق هرچه زودتر بیفته ولی با انقلاب موافق نیستم و فکر نمی کنم این اتفاق بیفته ولی معتقدم به مرور و رفرمی که ایجاد می شه مردم به این مسائل دست یابند.

                 

- بیژن فرهودی : پدارام از شما در ایمیلی پرسیده شما به عنوان یک هنرمند شماره یک چه کار دیگری به جز خواندن انجام دادید؟

گوگوش : (باخنده) هنرپیشگی کردم.

-  بیژن فرهودی :     ( با توجه به ایمیل دریافتی از پدرام) شما به عنوان یک هنرمند و یک رسالت به غیر از خواندن برای مردم به آن چیزی که در پیام نوروزی مطرح کردید که به آن برسند چه کاری انجام دادید ؟

گوگوش : من با خواندنم می توانم،اگر رسالتی به دوشم باشد من یک خواننده و یک هنرپیشم ضمن اینکه فراموش نکنیم ما در مملکت خودمان نیستیم من در ایران نمی تونستم بخونم و در خارج از ایران فکر نمی کنم کارساز باشه چون اینجا در اقلیتیم و قضاوتها در داخل ایرانه و اگر می خواهیم فعالیتی مفید باشد باید در داخل ایران اتفاق بیفته که متاسفانه من در طی 21 سالی که در ایران بودم ممنوع التصویر،ممنوع الصدا و در واقع ممنوع الوجود بودم .

-    بیژن فرهودی :    در طی این 21 سال برشما چه گذشت و بر شما چه کردند خانم گوگوش ؟

گوگوش : هنرمندای که فعالیت در حکومت سلطنتی داشتند وضعیت خوبی نداشتند و اکثریت آنها به زندان اوین احضار شدند . من در سال 58 چهار جلسه بازجویی داشتم که ادامه پیدا کرد تا هفته اول جنگ در مهرماه 59 که به مدت یکماه تا آبان 59 من در زندان منکرات در منزل زنده یاد آقای مصباح زاده بودم. می خواستند ببینند دارایی ها ی من چی هست و به گفته ی خودشون خمس مال بگیرند. بعد از یکماه آزاد شدم ولی تا روزی که از ایران آمدم تحت نظر بودم و یکسال قبل از خروجم در سال 78 از جانب گروهی در وزارت اطلاعات  تحت سرپرستی سعید امامی به شدت تحت نظر بودم.

 

( در این قسمت ترانه گریه کنم یا نکنم کاری جدید از گوگوش پخش شد)

 

-    بیژن فرهودی :     اولین ترانه که خواندید چه بود خانم گوگوش ؟

 

گوگوش : ترانه ای بود که آهنگ سازش را چند روز پیش از دست دادیم،پرویز مقصدی که من فقدان آن را تسلیت می گم. قصه وفا بود که شعر آن از ایرج جنتی عطائی بود ( در این قسمت گوگوش با ابراز ناراحتی فقدان از دست رفتن پرویز مقصدی را تسلیت گفت)

 

( در این قسمت مدلی از کارهای گوگوش با آهنگهای زنده یاد پرویز مقصدی پخش شد)

 

-    بیژن فرهودی :     (با توجه به ایمیل دریافتی از نیما) در مورد برنامه 12 مارس در

موزه مترپالیتن نیویورک به مناسبت نوروز باستانی توضیحی دارید ؟

گوگوش : برای گرفتن یک اتاق که اختصاص به آثار ایران داشته باشه تا پولی جمع شود برای این کار که محلی برای ارائه آثار تاریخی و هنرهای تجسمی  در این موزه از هنرمندان ایرانی یا آثار گذشته ایران باستان باشه که خوشبختانه انجام شد.

 

( در اینجا آقای فرهودی کتابی از زنده یاد پرویز خطیبی که به صورت طنز مطلبی را ازگوگوش در آن نوشته شده بود خواندند.)

گوگوش : وقتی پسرم در سوئیس درس می خواند به پاریس رفتم از آنجا مرحوم پوران به من زنگ زد و دعوت کرد  و من با توجه به شرایط در ایران به لس آنجلس رفتم تا برای افتتاحیه کلاپی در آنجا برنامه اجرا کنم و چند ماهی به خاطر تغییر و تحولات به وجود آمده در ایران آنجا ماندگار شدم و بعد به نیویورک رفتم جمعاً 6 یا 7 ماه خارج از ایران بودم. از نظر مالی تحت فشار بودم و امکان اجرای برنامه روی صحنه هم نداشتم و عادت به زندگی خارج از ایران و پس از زمینه ذهنی هم نداشتم و من با توجه به اوضاع تصمیم به برگشت به ایران گرفتم ولی خوشبختانه آقای مسعود فردمنش پستی را در فرودگاه داشتند که مهر ورود را به پاسوورد من زدند و تا آنجا مشکلی نداشتم.

 

               

(در این قسمت ترانه خاطره انگیز مرحم پخش شد)

 

-   بیژن فرهودی :  از همکاری دوباره گوگوش با هنرمندانی همچون اردلان سرفراز،حسن شماعی زاده و فرید زلاند سوال کردند؟

گوگوش : کارهایی را در حال تدارک با اردلان سرفراز و حسن شماعی زاده و فرید زلاند هستیم و هنوز آماده نشده.

-    بیژن فرهودی :     به عنوان یک سوپر استار زندگی شما زیر ذره بین بوده ولی  در طی این 9 سال خارج از ایران آیا در آرامش خاطر زندگی کردید؟

گوگوش : بیشتر سعی می کنم با نوه هام در ارتباط باشم و پسرم و خانمش و تعداد اندکی از دوستانم که برای من جواهرند و در مواقع بی کاری ورزش می کنم کتاب می خونم و یا به سفر می روم .

-   بیژن فرهودی :    ( با توجه به ایمیل های دریافتی) دلیل لغو کنسرت دبی و پخش آگهی ها از رسانه ها چه بوده ؟

گوگوش : به واقع من متاسفم من دوست داشتم که به این سفر برم و برنامه اجرا کنم متاسفانه یکی از اشکالات در رسانه های اینجا نبوده خبرهای روزانه است. من آگهی این کنسرت را آماده کردم و قرار بود این آگهی از یک تاریخی به بعد پخش شود . من به محض اینکه دومین قسمت از تعهدات کنسرت گزاران اجرا نشد دو نفر از همکارانم را به دبی فرستادم و متوجه شدیم که اجازه ای از استادیوم الوسل دبی گرفته نشده و کنسرت گزار در زندان بود و من بلافاصله به آن تلویزیونها اطلاع دادم به دلیل اینکه ما گروه خبری در تلویزیونها نداریم این اتفاق ها می افتد و بطور مثال مایکل جکسون وقتی کنسرت بزرگی برگزار می کند بعد ابتدا به ساکن تعطیل می کنند آن را آگهی نمی کنند ولی در خبرها اعلام می کنند که این کنسرت لغو شد ولی ما این امکانات را نداریم. امیدوارم روزی بتوانم جبران کنم.

در آخر بار دیگر گوگوش عزیز نوروز را به همه هم میهنان در همه جای دنیا تبریک گفتند و آرزوی سلامتی را ارزومند شدند و خداحافظی کردند.

کلیه متن و عکسها متعلق به وبسایت Iranwaiting.com می باشد.

*****************************************************

 سایت صدای آمریکا (برنامه دو روز اول) :

http://www.voanews.com/persian/_-48-hours.cfm

|+| نوشته شده توسط SAHAR در  |
 مصاحبه اختصاصی گوگوش در مجله جوانان

عکس با سایز بزرگ ذخیره می شود

(( با همه وجود در تلاشم تا به آرزوی بزرگم

ایجاد بنیادی برای هنرمندان جامه عمل بپوشانم ))

( برخلاف دیگر ملیت ها،متاسفانه از نظر هنر،توانایی و تأثیرگذاری

هنرمندان ایرانی سوء استفاده شده و حقوقشان پایمال گردیده )

گوگوش را اسطوره گوگوش را مبتکر و پیشگام،گوگوش را جسور و بدون رودروایستی،گوگوش را مسئول و آگاه می دانند،ولی خودش فروتنانه می گوید من عضوی با سابقه و با تجربه از جمع هنرمندان هستم،دلم همیشه برای کوچک و بزرگشان می تپد.

در گفتگوی تازه با گوگوش،او را پر از انرژی، در عین حال دلواپس آیندههنرمندان دیدم.او را همچنان پر مشغله،ولی نگران روزهای از کار افتادگی و تنهایی و انزوای همکارانش دیدم.

در آغاز می گوید: می خواهم به مناسبت 21 آذر،سالروز تولد شاعر نامدارمان احمد شاملو،تبریکی بگویم به دوستداران فراوانش در داخل و خارج و به شعرا و هنرمندانمان و به باوری که به آثار او و اندیشه هایش دارم.

می گویم در دو سه برخورد و گفتگو،احساس کردم دلواپس اوضاع هنر و هنرمندان هستید؟

می گوید : اگر یادت باشد در سال 2003 در گفتگویی با استاد فرهنگ فرهی برای جوانان،به این مسئله اشاره کردم که در کانادا در تدارک برپایی تشکیلاتی،سازمان و يا،خانه ای،مجموعه ای برای حمایت از هنرمندان،چه خواننده،آهنگساز،ترانه سرا و تنظیم کننده و نوازنده،چه رشته های دیگر هنری بودم،ولی به دلایلی به تعویق افتاد.

من دلم برای همکارانم می تپد،در شرایطی که هیچ حمایت و پشتیبانی از سوی کمپانی های تولید موسیقی نمی شود،در موقعیتی که با پخش بی رویه صدا و تصویر خوانندگان در درهها شبکه و ایستگاه رادیو تلویزیونی در سراسر جهان،کار همه را لوث کرده اند،چهره،صدا،و موزیک را به تکرار،به یکنواختی کشیده اند،شما به هر کانال تلویزیونی،هر ایستگاه رادیویی آمریکایی توجه کنید می بینید که برای هر موزیک،صدا،موزیک ویدئو،رویالتی در نظر گرفته اند،در هر نقطه دنیا،در هر کلاب،در هر فیلم و سریال،اثری پخش شود از اثری بهره بگیرند،به خواننده،آهنگساز و ترانه سرا،حقوقی تعلق می گیرد.

ولی متاسفانه 99 در صد از شبکه های تلویزیونی ما برای پر کردن برنامه های خود و برای اینکه مردم را پای تلویزیونها بنشانند،موزیک ویدئو ها را به ودیعه می گیرند،شب و روز،روز و شب شان را بی وقفه پر می کنند.این کار سبب شده،همه آهنگها و موزیک ویدئو ها،تکراری و بسیار عادی شود،هر کس در هر جایی،بدون اجازه،آنها را پخش می کند،اگر هم احیاناً قرار و مداری درحد خیلی ناعادلانه هم گذاشته شود،نصیب کمپانی ها می شود نه خواننده،ترانه سرا و آهنگساز و مردم هم در هر نقطه از دنیا،هر گاه هوس کنند این آهنگها را ضبط می کنند و معلوم است که دیگر کسی نمی رود سیدی و DVD بخرد.

در این میان کمپانی ها هم پولی برای خرید آلبوم ها نمی دهند،حالا اگر دو یه نفری از جیب خودشان مایه گذاشتند و آلبومی ارائه دادند،درنهایت چیزی برایشان نمی ماند که هیچ،بلکه از پس هزینه هایش نیز بر نمی آیند.

من دلم می سوزد وقتی می بینم هنرمندان ما،حتی همکاران با سابقه مان،برای امرار معاش در اماکنی برنامه اجرا می کنند که در شأنشان نیست و خوب می دانم که در دلشان چه غصه ای انبار شده است.من برای همکارانم حرمت قائل هستم،من فکر می کنم باید هر چه زودتر تشکیلاتی براه بیفتد،باید یک فکر اساسی برای این جامعه بی پشتوانه هنری کرد.

فکر می کنید چگونه باید پایه این کار را گذاشت؟

باید با کمک مردم،همت هنرمندان،یاری بزرگان جامعه،آنها که توانایی مالی بر پایی این چنین تشکیلاتی دارند یک بنیاد غیر انتفاعی بر پا شود،باید یک مجموعه ای،ساختمانی بنا شود،من نمی گویم در همان قدم اول باید همه چیز بزرگ و کامل باشد نه چون سنگ بزرگ علامت نزن است!. در این مجموعه باید کلاسهای موسیقی،آواز،نقاشی،بازیگری،سمینار،گردهمایی،بزرگداشت،شب های نقد هنری،جشنواره های هنری،سالگرد،تولد،خلاصه همه آنچه به هنرمند مربوط است دایر باشد.

این آرزوی بزرگ من بوده است،من دست نمی کشم،ولی نیاز به کمک فکری داریم،نیاز به سرمالی داریم.من به سهم خودم آماده هستم،اگر قرار است کنسرت هایی برپا شود،باچهره های معتبر و توانای جامعه حرف بزنم،از آنها کمک بگیرم،من حاضرم. باید بنیادی را برپا کنیم تا جوانان فردای هنر،دلشان محکم باشد،تکیه گاه و پایگاهی داشته باشند،باید در این بنیاد کارشناس در زمینه موسیقی،نقاشی،عکاس،طراحی،مجسمه سازی،داشته باشیم،باید به فکر دوران از کار افتادگی هنرمندان بود،صندوق بازنشستگی و بیمه سلامتی برایشان تهیه کنیم،مگر در همین جا شاهد نبودیم چگونه گروهی از خوانندگان مان،مظلومانه و بی پناه رفتند و حتی برای تهیه قبرشان،کاسه گدایی دست گرفتند.

به عنوان گوگوش،یک پیشگام،یک هنرمند با تجربه،فکر می کنید اولین قدم ها چگونه برداشته شود.

من می خواهم بلافاصله این بنیاد را به ثبت برسانم،که شکل قانونی بخود بگیرد،مکانی گرفته شود،نه با اسم من،به اسم بنیاد،همکاران بیایند این بنیاد را اداره کنند،از قدرتمندان،از دلسوزان جامعه کمک بگیریم هر چه زودتر،نه در حد حرف،این کار را پیش ببریم.

من پیشنهاد می کنم هم کنسرت هایی برپا شود،که عوایدش برای این بنیاد بکار گرفته شود،هم از سرمایه داران دلسوز جامعه کمک بگیریم،ما نمی خواهیم کاسه گدایی بدست بگیریم،چون من شخصاً برای هنرمند ارزش قائلم،هنرمند پرستیژ دارد،با هنرمندی که سالهاست سبب انبساط خاطر مردم شده،خاطره ساخته،لحظات شان را شاد کرده،چه قدیمی چه جدید،بااحترام برخورد شود.

چگونه می شود از ایرانیان صاحب نام،صاحبان سرمایه در خارج کمک گرفت؟

باید اطلاعیه بدهیم،باید به سراغشان برویم،ما انسانهای دلسوز و مسئولی داریم،ما بیژن پاکزاد را داریم که همیشه قلبش برای هنر و هنرمند و فرهنگ خاصه جامعه هنری می تپد،اگر چون بیژن پاکزاد داریم.باید به سراغشان برویم،به سراغ،آنها که قلب شان برای آینده این جامعه،برای عاقبت هنر و هنرمند ایرانی می تپد.

خود هنرمندان باید دست بدست هم بدهند،فکر می کنم دیگر قهرها،دشمنی ها،رقابت های غیرحرفه ای را باید پایان دهند. مادیدیم که در این سالها چقدر روبروی هم سلام علیک و چاق سلامتی کردیم و در پشت به هم خنجر زدیم. می دانیم که همه این ها به خاطر عدم امنیت شغلی است،دلواپسی از آینده است،ولی فکر می کنم دیگر باید به این مسائل پایان داد. اگر تکیه گاهی داشته باشند،مسلماً هم با خیال راحت بکارشان می پردازند و هم یاور هم می شوند.

یادتان هست در اولین مصاحبه مان در کانادا،در همان روزهایی که تازه از ایران آمده بودید،با نگرانی و تعصب خاصی درباره همکاران قدیمی حرف میزدید،در مورد کیفیت کارها،در مورد شرایط زندگی شان،آینده شان دلواپس بودیدريا،فکر نمی کنید الان حساس تر از هر زمان دیگر است؟

مسلاماً چنین است،بخاطر دانلود کردن ها،کپی کردن ها،راکد بودن بازار،دست کشیدن کمپانی ها از تولید،که از جاتی حق دارند ولی از جهاتی هم مقصرند،چون اگر مسئله کپی رایت رت از همان آغاز بکار می گرفتند،چنین نمی شد. آن روزها هر چه درآمد به حساب کمپانی ها گذاشته شد و اگر یک آدم مسئولی هم در میان این جمع پیدا می شد،دم اش را قیچی می کردند.من حتی در این مورد هم آماده حمایت از همکارانم هستم،اگر لازم باشد،کمپانی تولید و ضبط راه می اندازم. من شنیدم و دیدم که داریوش آلبوم تازه اش را روی سایت خود،پیش فروش می کند،من این کار را حرفه ای و زیبا و بجا می دانم،کاش مردم مسئولانه با این حرکت برخورد کنند. واقعاً سی دی های خوانندگان را بخرند،به حمایت شان بیایند.

من اخیراً دو کار از ستار شنیدم که پسندیدم،خانمی بلافاصله گفت می خواهی این آلبوم را برایت کپی کنم؟ من فریادم به آسمان رفت که نه،من اگر دوست دارم می روم می خرم،من حتی از همکاران آلبوم مجانی نمی خواهم. من از مردم خواهش می کنم در این شرایط حساس،به حمایت از خوانندگان و خالقین آثار موسیقی برخیزند،برای آنها که لحظات تنهایی،غربت،خستگی و حتی اندوه و شادی شان را پر کردند،دست بالا کنند. از دانلود و کپی دست بکشند باور کنید که موسیقی ابزار کار همه شده،حتی سیاستمداران هم این روزها از هنرمندان سیما،تئاتر به ویژه موسیقی برای معرفی خود و برای پیروزی های خود بهره می گیرند.

در چنین موقعیتی ما هنرمندان باید منم منم ها را کنار بگذاریم،فقط نگاهی به هنرمندان آمریکایی بیاندازیم اینکه چقدر در برابر هم مهربان،فروتن و فدارکار هستند،ببینیم در مراسم بزرگداشت هم چگونه بپا می خیزند دست هم را می بوسند،در صف می ایستند تا برنامه اجرا کنند،هیچکس در پی اول و آخر بودن نیست،تواضع دارند،همیاری و مشارکت نشان می دهندچرا ما نکنیم ؟ چه چیزی کم داریم؟

برای نجات هنرمندان و جامعه هنری ازاین سرگشتگی،از این دلواپسی با دست به دست هم داد،باید چهره های با سابقه و باتجربه به میدان بیایند،داریوش،حمیرا،بیژن مرتضوی،شهبال،شهرام شپره،مارتیک و خیلی های دیگر بیایند. در ضمن باید قدر خیلی ها رابدانیم،قدر حمیرای عزیز را،این گنجینه موسیقی ایران را بدانیم،برایش بزرگداشت و سپاس بگذاریم. چرا نشسته ایم؟ باور کنید برای چنین اقدامی همین امروز هم دیر است.

از آلبوم جدیدتان چه خبر؟

من در حال تهیه آهنگها و ترانه های تازه ای هستم،در این اندیشه ام کارهایم را به صورت سینگل به بازار بدهم و یا مجموعه،با چند تن از همکاران قدیمی ام حرف زدم،با ایرج جنتی،با اردلان سرفراز،با فرید زلاند،با حسن شماعی زاده حرف زدم،با بابک امینی حرف زدم،یک آهنگ تازه از بابک امینی با شعری از زویا زاکاریان دارم که آماده شده است.

من اخیرا یکی دو آهنگ از مارتیک شنیدم،ولی هر چه منتظر شدم خبری از آلبوم نشد،پرسیدم چه شد" مارتیک گفت کمپانی ها پا به میدان نمی گذارند،خودم متنده ام که چه کنم؟ حق دارد،وقتی صدای آهنگ در یک جایی می پیچد،فردا دانلود می شود بلایی که ریشه موزیک را سوزانده است.

از کنسرت هایتان چه خبر؟ می گویند در دبی اروپا و امریکا،گروهی در تدارک کنسرت هایی هستن؟

البته برایم پیشنهاداتی رسیده،ولی تا امروز در آغاز نیمه دوم دسامبر،من هیچ قراردادی را امضا نکردم،برای هیچ کنسرتی تصمیم نگرفتم. وکیلم به هر حال قضیه کنسرتها را دنبال می کند من هم نظر خودم را میدهم تا به نتیجه برسد.

به نظر می آید به کارهای حدید همکارانت گوش می کنید؟

من به همه آلبوم ها در حد امکان خودم گوش می کنم،اشاره بع آلبوم تازه داریوش داشتن،به آلبوم مارتیک و ستار و اخیرا آهنگهایی از صدای قمیشی شنیدم از جمله فاصله ها که پسندیدم،آهنگهایی از احیان پسر ایرج شنیدم که دلنشین بود به خوانندگان با دقت گوش می کنم،به خوانندگان جوان توجه دارم،به کامران و هومن و آرش گوش می دهم گاه کارهای خوبی می شنوم.

به سینمای درون توجه دارم،بازی مهناز افشار،گلشیفته فراهانی را می پسندم،گلشیفته از یک خانواده اهل هنر و موسیقی می آید. اخیرا فیلم تلویزیونی صدام را دیدم،به دلیل خاطره ای که از زمان جنگ در ایران دارم،در تمام مدت تنم می لرزید و اشکهایم سرازسر بود،چون من همه آن لحظات را شاهد بودم. از بازی شهره آغداشلو خوشم آمد،بازی بازیگر جوانی که نقش پسر صدام را بازی می کرد خوب بود.

به موزیک آمریکایی هم گوش می کنید؟

من گاه به کنسرت هایشان می روم،گاه از طریق ام تی وی و HBO،کنسرت هایشان را تماشا می کنم. سلین دیان،الیشیاکی،گونت استفانی،کریستینا اگیلرا،مدانا و اخیرا کنسرت زیبای جستین تمبرلیک را دیدم،او جانشین مایک جکسون است.

برای خیلی ها که به دنبال سایت شما و ارتباط با شما هستند چه کرده اید؟

با کمک یارانم،یک سایت گسترده و کامل در دست ساخت داریم که در آن حرفهایمان را بزنیم و ارتباط با مردم خوب داشته باشیم و یک تیم آماده دریافت ایمیل ها هستند. از هم اکنون هم می توانند با آن تماس بگیرند.

www.Googoosh.com

www.Googoosh.com/Blog 

|+| نوشته شده توسط SAHAR در
 گفت و گوی تلفنی گوگوش - تلویزیون جام جم

گفت و گوی تلفنی گوگوش - تلویزیون جام جم

در برنامه ی «گفت و گوی هفته»

دوازدهم - شهریور- 1386

دوم سپتامبر2007

برای شنیدن صدای گوگوش روی عکس زیر کلیک کنید :

دانلود صدا

|+| نوشته شده توسط SAHAR در
 
 
بالا