
(( با همه وجود در تلاشم تا به آرزوی بزرگم
ایجاد بنیادی برای هنرمندان جامه عمل بپوشانم ))
( برخلاف دیگر ملیت ها،متاسفانه از نظر هنر،توانایی و تأثیرگذاری
هنرمندان ایرانی سوء استفاده شده و حقوقشان پایمال گردیده )
گوگوش را اسطوره گوگوش را مبتکر و پیشگام،گوگوش را جسور و بدون رودروایستی،گوگوش را مسئول و آگاه می دانند،ولی خودش فروتنانه می گوید من عضوی با سابقه و با تجربه از جمع هنرمندان هستم،دلم همیشه برای کوچک و بزرگشان می تپد.
در گفتگوی تازه با گوگوش،او را پر از انرژی، در عین حال دلواپس آیندههنرمندان دیدم.او را همچنان پر مشغله،ولی نگران روزهای از کار افتادگی و تنهایی و انزوای همکارانش دیدم.
در آغاز می گوید: می خواهم به مناسبت 21 آذر،سالروز تولد شاعر نامدارمان احمد شاملو،تبریکی بگویم به دوستداران فراوانش در داخل و خارج و به شعرا و هنرمندانمان و به باوری که به آثار او و اندیشه هایش دارم.
می گویم در دو سه برخورد و گفتگو،احساس کردم دلواپس اوضاع هنر و هنرمندان هستید؟
می گوید : اگر یادت باشد در سال 2003 در گفتگویی با استاد فرهنگ فرهی برای جوانان،به این مسئله اشاره کردم که در کانادا در تدارک برپایی تشکیلاتی،سازمان و يا،خانه ای،مجموعه ای برای حمایت از هنرمندان،چه خواننده،آهنگساز،ترانه سرا و تنظیم کننده و نوازنده،چه رشته های دیگر هنری بودم،ولی به دلایلی به تعویق افتاد.
من دلم برای همکارانم می تپد،در شرایطی که هیچ حمایت و پشتیبانی از سوی کمپانی های تولید موسیقی نمی شود،در موقعیتی که با پخش بی رویه صدا و تصویر خوانندگان در درهها شبکه و ایستگاه رادیو تلویزیونی در سراسر جهان،کار همه را لوث کرده اند،چهره،صدا،و موزیک را به تکرار،به یکنواختی کشیده اند،شما به هر کانال تلویزیونی،هر ایستگاه رادیویی آمریکایی توجه کنید می بینید که برای هر موزیک،صدا،موزیک ویدئو،رویالتی در نظر گرفته اند،در هر نقطه دنیا،در هر کلاب،در هر فیلم و سریال،اثری پخش شود از اثری بهره بگیرند،به خواننده،آهنگساز و ترانه سرا،حقوقی تعلق می گیرد.
ولی متاسفانه 99 در صد از شبکه های تلویزیونی ما برای پر کردن برنامه های خود و برای اینکه مردم را پای تلویزیونها بنشانند،موزیک ویدئو ها را به ودیعه می گیرند،شب و روز،روز و شب شان را بی وقفه پر می کنند.این کار سبب شده،همه آهنگها و موزیک ویدئو ها،تکراری و بسیار عادی شود،هر کس در هر جایی،بدون اجازه،آنها را پخش می کند،اگر هم احیاناً قرار و مداری درحد خیلی ناعادلانه هم گذاشته شود،نصیب کمپانی ها می شود نه خواننده،ترانه سرا و آهنگساز و مردم هم در هر نقطه از دنیا،هر گاه هوس کنند این آهنگها را ضبط می کنند و معلوم است که دیگر کسی نمی رود سیدی و DVD بخرد.
در این میان کمپانی ها هم پولی برای خرید آلبوم ها نمی دهند،حالا اگر دو یه نفری از جیب خودشان مایه گذاشتند و آلبومی ارائه دادند،درنهایت چیزی برایشان نمی ماند که هیچ،بلکه از پس هزینه هایش نیز بر نمی آیند.
من دلم می سوزد وقتی می بینم هنرمندان ما،حتی همکاران با سابقه مان،برای امرار معاش در اماکنی برنامه اجرا می کنند که در شأنشان نیست و خوب می دانم که در دلشان چه غصه ای انبار شده است.من برای همکارانم حرمت قائل هستم،من فکر می کنم باید هر چه زودتر تشکیلاتی براه بیفتد،باید یک فکر اساسی برای این جامعه بی پشتوانه هنری کرد.
فکر می کنید چگونه باید پایه این کار را گذاشت؟
باید با کمک مردم،همت هنرمندان،یاری بزرگان جامعه،آنها که توانایی مالی بر پایی این چنین تشکیلاتی دارند یک بنیاد غیر انتفاعی بر پا شود،باید یک مجموعه ای،ساختمانی بنا شود،من نمی گویم در همان قدم اول باید همه چیز بزرگ و کامل باشد نه چون سنگ بزرگ علامت نزن است!. در این مجموعه باید کلاسهای موسیقی،آواز،نقاشی،بازیگری،سمینار،گردهمایی،بزرگداشت،شب های نقد هنری،جشنواره های هنری،سالگرد،تولد،خلاصه همه آنچه به هنرمند مربوط است دایر باشد.
این آرزوی بزرگ من بوده است،من دست نمی کشم،ولی نیاز به کمک فکری داریم،نیاز به سرمالی داریم.من به سهم خودم آماده هستم،اگر قرار است کنسرت هایی برپا شود،باچهره های معتبر و توانای جامعه حرف بزنم،از آنها کمک بگیرم،من حاضرم. باید بنیادی را برپا کنیم تا جوانان فردای هنر،دلشان محکم باشد،تکیه گاه و پایگاهی داشته باشند،باید در این بنیاد کارشناس در زمینه موسیقی،نقاشی،عکاس،طراحی،مجسمه سازی،داشته باشیم،باید به فکر دوران از کار افتادگی هنرمندان بود،صندوق بازنشستگی و بیمه سلامتی برایشان تهیه کنیم،مگر در همین جا شاهد نبودیم چگونه گروهی از خوانندگان مان،مظلومانه و بی پناه رفتند و حتی برای تهیه قبرشان،کاسه گدایی دست گرفتند.
به عنوان گوگوش،یک پیشگام،یک هنرمند با تجربه،فکر می کنید اولین قدم ها چگونه برداشته شود.
من می خواهم بلافاصله این بنیاد را به ثبت برسانم،که شکل قانونی بخود بگیرد،مکانی گرفته شود،نه با اسم من،به اسم بنیاد،همکاران بیایند این بنیاد را اداره کنند،از قدرتمندان،از دلسوزان جامعه کمک بگیریم هر چه زودتر،نه در حد حرف،این کار را پیش ببریم.
من پیشنهاد می کنم هم کنسرت هایی برپا شود،که عوایدش برای این بنیاد بکار گرفته شود،هم از سرمایه داران دلسوز جامعه کمک بگیریم،ما نمی خواهیم کاسه گدایی بدست بگیریم،چون من شخصاً برای هنرمند ارزش قائلم،هنرمند پرستیژ دارد،با هنرمندی که سالهاست سبب انبساط خاطر مردم شده،خاطره ساخته،لحظات شان را شاد کرده،چه قدیمی چه جدید،بااحترام برخورد شود.
چگونه می شود از ایرانیان صاحب نام،صاحبان سرمایه در خارج کمک گرفت؟
باید اطلاعیه بدهیم،باید به سراغشان برویم،ما انسانهای دلسوز و مسئولی داریم،ما بیژن پاکزاد را داریم که همیشه قلبش برای هنر و هنرمند و فرهنگ خاصه جامعه هنری می تپد،اگر چون بیژن پاکزاد داریم.باید به سراغشان برویم،به سراغ،آنها که قلب شان برای آینده این جامعه،برای عاقبت هنر و هنرمند ایرانی می تپد.
خود هنرمندان باید دست بدست هم بدهند،فکر می کنم دیگر قهرها،دشمنی ها،رقابت های غیرحرفه ای را باید پایان دهند. مادیدیم که در این سالها چقدر روبروی هم سلام علیک و چاق سلامتی کردیم و در پشت به هم خنجر زدیم. می دانیم که همه این ها به خاطر عدم امنیت شغلی است،دلواپسی از آینده است،ولی فکر می کنم دیگر باید به این مسائل پایان داد. اگر تکیه گاهی داشته باشند،مسلماً هم با خیال راحت بکارشان می پردازند و هم یاور هم می شوند.
یادتان هست در اولین مصاحبه مان در کانادا،در همان روزهایی که تازه از ایران آمده بودید،با نگرانی و تعصب خاصی درباره همکاران قدیمی حرف میزدید،در مورد کیفیت کارها،در مورد شرایط زندگی شان،آینده شان دلواپس بودیدريا،فکر نمی کنید الان حساس تر از هر زمان دیگر است؟
مسلاماً چنین است،بخاطر دانلود کردن ها،کپی کردن ها،راکد بودن بازار،دست کشیدن کمپانی ها از تولید،که از جاتی حق دارند ولی از جهاتی هم مقصرند،چون اگر مسئله کپی رایت رت از همان آغاز بکار می گرفتند،چنین نمی شد. آن روزها هر چه درآمد به حساب کمپانی ها گذاشته شد و اگر یک آدم مسئولی هم در میان این جمع پیدا می شد،دم اش را قیچی می کردند.من حتی در این مورد هم آماده حمایت از همکارانم هستم،اگر لازم باشد،کمپانی تولید و ضبط راه می اندازم. من شنیدم و دیدم که داریوش آلبوم تازه اش را روی سایت خود،پیش فروش می کند،من این کار را حرفه ای و زیبا و بجا می دانم،کاش مردم مسئولانه با این حرکت برخورد کنند. واقعاً سی دی های خوانندگان را بخرند،به حمایت شان بیایند.
من اخیراً دو کار از ستار شنیدم که پسندیدم،خانمی بلافاصله گفت می خواهی این آلبوم را برایت کپی کنم؟ من فریادم به آسمان رفت که نه،من اگر دوست دارم می روم می خرم،من حتی از همکاران آلبوم مجانی نمی خواهم. من از مردم خواهش می کنم در این شرایط حساس،به حمایت از خوانندگان و خالقین آثار موسیقی برخیزند،برای آنها که لحظات تنهایی،غربت،خستگی و حتی اندوه و شادی شان را پر کردند،دست بالا کنند. از دانلود و کپی دست بکشند باور کنید که موسیقی ابزار کار همه شده،حتی سیاستمداران هم این روزها از هنرمندان سیما،تئاتر به ویژه موسیقی برای معرفی خود و برای پیروزی های خود بهره می گیرند.
در چنین موقعیتی ما هنرمندان باید منم منم ها را کنار بگذاریم،فقط نگاهی به هنرمندان آمریکایی بیاندازیم اینکه چقدر در برابر هم مهربان،فروتن و فدارکار هستند،ببینیم در مراسم بزرگداشت هم چگونه بپا می خیزند دست هم را می بوسند،در صف می ایستند تا برنامه اجرا کنند،هیچکس در پی اول و آخر بودن نیست،تواضع دارند،همیاری و مشارکت نشان می دهندچرا ما نکنیم ؟ چه چیزی کم داریم؟
برای نجات هنرمندان و جامعه هنری ازاین سرگشتگی،از این دلواپسی با دست به دست هم داد،باید چهره های با سابقه و باتجربه به میدان بیایند،داریوش،حمیرا،بیژن مرتضوی،شهبال،شهرام شپره،مارتیک و خیلی های دیگر بیایند. در ضمن باید قدر خیلی ها رابدانیم،قدر حمیرای عزیز را،این گنجینه موسیقی ایران را بدانیم،برایش بزرگداشت و سپاس بگذاریم. چرا نشسته ایم؟ باور کنید برای چنین اقدامی همین امروز هم دیر است.
از آلبوم جدیدتان چه خبر؟
من در حال تهیه آهنگها و ترانه های تازه ای هستم،در این اندیشه ام کارهایم را به صورت سینگل به بازار بدهم و یا مجموعه،با چند تن از همکاران قدیمی ام حرف زدم،با ایرج جنتی،با اردلان سرفراز،با فرید زلاند،با حسن شماعی زاده حرف زدم،با بابک امینی حرف زدم،یک آهنگ تازه از بابک امینی با شعری از زویا زاکاریان دارم که آماده شده است.
من اخیرا یکی دو آهنگ از مارتیک شنیدم،ولی هر چه منتظر شدم خبری از آلبوم نشد،پرسیدم چه شد" مارتیک گفت کمپانی ها پا به میدان نمی گذارند،خودم متنده ام که چه کنم؟ حق دارد،وقتی صدای آهنگ در یک جایی می پیچد،فردا دانلود می شود بلایی که ریشه موزیک را سوزانده است.
از کنسرت هایتان چه خبر؟ می گویند در دبی اروپا و امریکا،گروهی در تدارک کنسرت هایی هستن؟
البته برایم پیشنهاداتی رسیده،ولی تا امروز در آغاز نیمه دوم دسامبر،من هیچ قراردادی را امضا نکردم،برای هیچ کنسرتی تصمیم نگرفتم. وکیلم به هر حال قضیه کنسرتها را دنبال می کند من هم نظر خودم را میدهم تا به نتیجه برسد.
به نظر می آید به کارهای حدید همکارانت گوش می کنید؟
من به همه آلبوم ها در حد امکان خودم گوش می کنم،اشاره بع آلبوم تازه داریوش داشتن،به آلبوم مارتیک و ستار و اخیرا آهنگهایی از صدای قمیشی شنیدم از جمله فاصله ها که پسندیدم،آهنگهایی از احیان پسر ایرج شنیدم که دلنشین بود به خوانندگان با دقت گوش می کنم،به خوانندگان جوان توجه دارم،به کامران و هومن و آرش گوش می دهم گاه کارهای خوبی می شنوم.
به سینمای درون توجه دارم،بازی مهناز افشار،گلشیفته فراهانی را می پسندم،گلشیفته از یک خانواده اهل هنر و موسیقی می آید. اخیرا فیلم تلویزیونی صدام را دیدم،به دلیل خاطره ای که از زمان جنگ در ایران دارم،در تمام مدت تنم می لرزید و اشکهایم سرازسر بود،چون من همه آن لحظات را شاهد بودم. از بازی شهره آغداشلو خوشم آمد،بازی بازیگر جوانی که نقش پسر صدام را بازی می کرد خوب بود.
به موزیک آمریکایی هم گوش می کنید؟
من گاه به کنسرت هایشان می روم،گاه از طریق ام تی وی و HBO،کنسرت هایشان را تماشا می کنم. سلین دیان،الیشیاکی،گونت استفانی،کریستینا اگیلرا،مدانا و اخیرا کنسرت زیبای جستین تمبرلیک را دیدم،او جانشین مایک جکسون است.
برای خیلی ها که به دنبال سایت شما و ارتباط با شما هستند چه کرده اید؟
با کمک یارانم،یک سایت گسترده و کامل در دست ساخت داریم که در آن حرفهایمان را بزنیم و ارتباط با مردم خوب داشته باشیم و یک تیم آماده دریافت ایمیل ها هستند. از هم اکنون هم می توانند با آن تماس بگیرند.
www.Googoosh.com
www.Googoosh.com/Blog

