دو مکث نثار خودم برای تنهایی وطنم،برای گل بانو
از تنهایی وطنم در امید پیامبران زمینی که به آنها وحی برای وطن می رسد و صداهایی که وحی را آواز می کنند اما برای وطن
مکث می کنم برای وطنم،مکث می کنم برای گل بانو
وحی می رسد که خلیج فارس یعنی وطن یعنی شناسنامه ی من و بعد فقط با پاکن ابلیس،پاک می شود وحی خدا بر وطن
مکث می کنم برای گل بانو،تنها صدای ماندگار ایرانی،افتخار ایرانی،همراه ایرانی و شکوه ایرانی که همراه می خواند ولی همراه می ماند اما تا همیشه ایرانی ...
پاکن نداریم که جنگل را پاکنیم چون هر درختش خود ما هستیم پس چگونه... چگونه خود را پاکنیم در حالی که مادرمان را باید خط بزنیم یا تا همیشه پاکنیم.
مکث ها را خط می زنم و برای وطنم و برای تو،یگانه گوگوش وطنم می نویسم و می خوانم دوستتان دارم و تا همیشه با شما خواهم بود.
شهریار را بسیار دوست می داشتم فقط نمی دانم چرا دیگر او...
|
+| نوشته شده توسط
SAHAR در
|