گوگوش در راستای فقدان ارحام صدر ( در مصاحبه با مجله جوانان ):
شب نشینی او…
کودکی هستم ۵ ساله روزها در کودکستان شبها تاتر سپاهان
اپرت آرشین مالالان…..
در صحنه او حضور دارم
از او در دفتر کودکیم امضا یی به یادگار میگیرم و آن را در
گنجینهٔ خاطراتم محفوظ میدارم
شب نشینی من…
سالهای خوب در اصفهان هتل شاه عباس
پر هیاهو پر از آواز….
در صحنه من حضور دارد
او بر روی گچ شکسته دستش امضا یی به یادگار از من میگیرد….
شب نشینی ما…
سالهای بد نه صحنه او نه صحنه من آخرین دیدار…..
من و رفیقترین رفیق روزهای زندگیم ، همیشه زنده برایم منوچهر نوذری …..
وای کجایی ای یار؟
راهی اصفهان میشویم … نوه عزیزتر از جان ارحام ، گوگوش را هدیه تولد
میخواهد و چه شاد شد نوه خیلی شاد
و ارحام انشب تکهای از آن گچ شکسته دست را با امضای من از گوشه
صندوقچه خاطرات خود بیرون میآورد و من میخندم….
امروز لب مرا خنده وسعت نیست ، امشب چشم مرا باران گرفته…….
ای ایران ! ارحام صدر را تا به ابد در گنجینه خود محفوظ بدار
گوگوش